جملات سنگین – کوتاه ناب

جملات سنگین – کوتاه ناب
Print Friendly, PDF & Email

جملات سنگین

جملات سنگین  جملات سنگین سربازی عکس نوشته جملات سنگین

جملات سنگین

جملات سنگین کوتاه

انگار قطعا بایستی عرش به زمین بیاید یا این که می بایست رخداد خاصی بیفتد ;

به عنوان مثال اعجاز ای صورت دهد که از معاش لذت ببریم .
گهگاه آنقدر در روزمرگی غرق می شویم که فراموشمان می‌شود بی آلایش ترین داشته های ما ممکن است آرزوی شخص دیگری باشد .
ما از فرمان و نهی بابا کلافه باشیم و دیگری در آرزوی شنیدن صدای پدرش .
ما از باب میل نبودن خوراک به جان مادرمان غر بزنیم و دیگری در حسرت صدا کردن نامش و شنیدن پاسخ .
صدای زنگ گوشی تلفن از خواب بعدازظهر بیدارمان نماید و ما از بدخواب شدن بنالیم و دیگری تشنه ی شنیدن صدای آشنا از پشت تلفن است .
مدام گلایه مند هستیم انگار …
از گرما می نالیم . از سوز‌و‌سرما گریز میکنیم .

در جمع از سروصدا کلافه می شویم و در خلوت , از تنهایی بغض میکنیم .
تمام هفته معطل وصال روز تعطیل هستیم و پایان هفته نیز بی حوصلگی مان را گردن غروب آدینه می اندازیم .
احتمال دارد خوب تر باشد گهگاه اندیشه کنیم تمام زندگیمان اعجاز است .
همین که می خوابیم , بیدار می شویم , نفس میکشیم .
همین که خورشید طلوع می نماید , مهتاب می‌تابد , باران بی منت می بارد و هنوز می‌شود کسی را دوست داشت .
تمام این ها عذر ی بی آلایش ای است برای یک لبخند

جملات سنگین کوتاه

جملات سنگین کوتاه

هر صبح زود

آهویی از خواب برمیخیزد و می داند که از تندترین شیر بایستی تندتر بدود وگرنه کشته خواهد شد
هر صبح زود

شیری از خواب برمیخیزد و می داند که می بایست از تندترین آهو تندتر بدود وگرنه از گرسنگی خواهد مرد

فرقی ندارد آهو باشی یا این که شیر , آفتاب که برمی آید آماده دویدن باش …!

جملات سنگین فلسفی

جملات سنگین فلسفی

جمله‌ها ناب

آهنگرها یک گیره دارا‌هستند که هنگامی میخواهند روی یک تکه عمل نمایند ,
آن را در گیره می‌گذارند . معبود نیز همچنین است …
در شرایطی که بخواهد روی کسی فعالیت نماید , او‌را در گیره اشتباهات می‌گذارد و آن گاه روی وی عمل می نماید .
دغدغه ها , نماد علاقه پروردگار است .
عاشقان را گر در حریق می پسندد لطف دوست
تنگ چشمم گر حیث در چشمه کوثر کنم

جملات سنگین تنهایی

جملات سنگین تنهایی

مضاعف عالی نباش …
فراوان دم دست نیز نباش . . .
بسیار که عالی باشی دل بشر ها را میزنی …
بشر ها این ایام تعجب آور به خیر و خوبی , به شیرینی , حساسیت پیدا کرده اند …
مضاعف که باشی , متعددی می شوی …
آدمها آنقدر زود عوض می‌شوند …
آنقدر زود که تو زمان نمی کنی به ساعتت نگاهی بیندازی
و ملاحظه کنی چندین دقیقه در بین صلح و آشتی ها تا کینه ها مسافت افتاده است …

عمریست نشسته ام
پای لرز خربزه هایی
که هیچ زمان یادم نمی آید
کی؟!
خوردمشان…

جملات سنگین تیکه دار

جملات سنگین تیکه دار

اینجانب از صداها ,
صدای بی سروصدا را طولانی تر دوست دارم .
یک روز از معشوقه ام ,
سؤال کردم :
کدام صدا را از میانِ صداها بیش تر دوست داری؟
اظهار کرد :
صدای پای بوسه ات را در خلوتِ شب .

جالب‌ترین ویژگی انسان دوگانگی است
به شدت شتاب داریم بزرگ شویم و آنگاه دلمان برای کودکی از دست رفته مان تنگ می گردد
برای پول درآوردن خودمان را بیمار می‌کنیم آنگاه تمام پولمان را خرج می‌کنیم تا مجدد سلامت شویم
طوری معاش می‌کنیم که انگار هیچ زمان نمی میریم و طوری می میریم که انگار هیچ زمان معاش نکرده ایم …

زمین و روزگار را می دوخت

یک توشه رفتم ملاقاتش

گفتند :

دیشب رأس ساعت سه و پانزده دقیقه ی صبح زود آزاد شده‌است

شادمان شدم

سربازِ دم در ذکر کرد :

مگر روانی ای چرا خوشحالی می کنی؟

گفتم :

نشنیدی گفتند آزاد شده است؟

سرباز اعلام کرد :

مراد

آدمها
قند را می شکنند تا از حلاوتش منفعت گیرند
رکورد را می شکنند تا به افتخارش برسند
هیزم را می شکنند تا به گرمای حریق برسند
کبر را می شکنند تا به افتادگی برسند
خموشی را می شکنند به آوازی برسند
برای کلیه شکستن هایشان عوارض نیکی دارا‌هستند آدمها
اما هنوز نفهمیدم ; چرا آدمها “ دل ” میشکنند؟

سیاه بختی ما درباره ارتباط ها این است که می ترسیم
از کلام زدن
از خودمان بودن
مناسب وی می شویم و خودمان را فراموش می‌کنیم
به‌تدریج هیچی از خودمان باقی نمی ماند
یک ارتباط فرسایشی که هراسش هراس از دست دادنش تهدیدهایش از آرامشش بیش تر
می شود به چه می ارزد؟
ما نیز چنگ می زنیم به هر طنابی از این بودن
که فقط نمانیم
که یکی باشد شده چندین روز بین شب بخیری صبح بخیری بگوید
به عزت نفسمان تاءمل نمی‌‌کنیم
به حرمت خودمان بودن تامل نمی‌‌کنیم
ترسها رو بایستی کنار گذاشت
صحبت زد و صحبت زد
آن که می‌خواهد برود برود به سالم .

جملات سنگین ضد عشق

جملات سنگین ضد عشق

بچــــه که بودم فکـــر می کردم فقـــط زنبــــورها نیش میزننـــد
بـــــــزرگ شدم
دیـــدم , شنیـــدم , رفتــــم , آمـــدم
و یــــاد گرفتــــم
نــــه , آدمها نیز نیــــش میزننـــد
هر چقـدر صمیــــــمی خیس , عزیزتر
نیششـــان ســـــمی تــــر !

 

جملات سنگین تیکه دار

 

پشت سرم صحبت بود…
حدیث شد…
می‌ترسم آیه شود !
سوره اش نمایند به جعل !
آن‌گاه تکفیرم نمایند این جماعت نا اهل

 

جملات سنگین فلسفی

 

ﻫﻤﻪ ﺧﺮﺍﺑﺘﺮ ﺍﺯ ﺧﺮﺍﺑﯿﻢ !

ﺑﯿﺨﻮﺩﯼ ﻻﻑ ﺁﺑﺎﺩﯼ ﻣﯿﺰﻧﯿﻢ و ﺑﺮﺍﯼ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﻣﻌﻠﻢ ﺍﺧﻼﻗﯿﻢ

ﺍﻣﺎ ﺩﺭ ﺫﻫﻦ ﺧﻮﺩ ﭘﺮ ﺍﺯ ﺗﺮﺳﯿﻢ ﻭ ﺩﺭ ﺧﻠﻮﺕ ﺧﻮﺩ ﺑﯽ ﺍﺧﻼﻕ !

ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺷﺘﻨﻬﺎ ﺭﺍ ﺗﺎ ﺟﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺧﻮﺩﺧﻮﺍهی های ﻣﺎ ﺍﺭﺿﺎ ﺷﻮﺩ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﯾﻢ !

عشق و علاقه ﺭﺍ ﺑﺮﺍﯼ ﮐﻤﺒﻮﺩﻫﺎ ﻭ ﺧﺪﺍ ﺭﺍ ﺑﺮﺍﯼ ﺭﻭﺯﻫﺎﯼ ﻣﺒﺎﺩﺍ

ﻭ ﺍﻧﺴﺎﻧﻬﺎ ﺭﺍ ﺑﺮﺍﯼ ﻭﻗﺘﻬﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﮐﺎﺭ ﺩﺍﺭﯾﻢ !

ﻣﺎ ﻗﺎﺗﻼﻥ ﺭﻭﺡ ﻫﻤﺪﯾﮕﺮﯾﻢ ﻭﻗﺘﯽ ﺑﯽ ﺍﻋﺘﻨﺎ ﺑﻪ ﺍﺣﻮﺍﻝ ﻫﻢ ﺩﺭ ﮔﺬﺭﯾﻢ …

جملات سنگین صبر

جملات سنگین صبر

ما عــادت کـردیـم وقـتـی تـوی خــونـه فــیـلم مـی بـیـنـیم ,

تمام که شد و بـه تـیتـراژ رسـید

دسـتـگاه رو خـامــوش مــی کـنـیـم . . .

یـا اگــه تـوی ســیـنما بـاشــیم ســالـن رو تــرک مـی کــنـیم .

مـا تـوی زنــدگـیـمون هـم هـیـچ وقــت کــســانی

کــه زحــمـت هـای اصــلـی رو بــرای مــا می کشن نـمی بـیـنیم ,

ما فـــقـط کــســانـی رو دوســت داریـم بـبـینـیم

کــه بــرامـون نـقـش بــازی مـی کـنن!

سخته هنوزم دوستش داشته باشی اما از زور خودت رو به آلزامیر بزنی .

خیلی سخته دوستش داشته باشی اماندونی حست چیه . . . دوست داشتن . . . عشق و علاقه . . . هوس . . . یا این که . .

خیلی سخته که درونت از زاری بخواد منفجر شه البته نتونی یه ذرشو خارج بریزی . . .
خیلی سخته که یکی رو دوست داشته باشی البته اذن نداشته باشی ابراز کنی . . .

خیلی سخته که مدام بدون چاره باشی دشوار ترین چیزها رو تحمل کنی …

دوست عجب امنیت نیکی ست …

می‌توانی با وی خودِ خودت باشی …

میتوانی دردهایت را …

هرچندناچیز …

اگرچه گران …

بی رودربایسی با وی فی مابین بگذاری …!

از حماقت هایت بگویی …

دوست گزینش آزاد توست , اختیار توست …!

نامش را در شناسنامه ات نمی نویسند …!

نامت را در شناسنامه اش نمی نویسند …!

دوست عرف نمیباشد …

عادت نمیباشد …

معذوریت نمیباشد …

دوست از هر نسبتی مبراست …!

دوست سایبان دلچسبی ست ,

تا خستگی ات را با وی به بیماری آلزایمر بسپاری …!

به تندستی تمامی دوستهای عالی . . .

یه کِش اونقدری کِش میاد که بضاعتشه … !
بعدش از یه جائی به آن گاه دیگه نمیتونه !
خیر که نخواد ; نمیتونه …
در میره , میخوره تو چش و چالتون !
این جریان خیلی از آدماست ها , یادمون نره …

روز گذشته زنی را دیدم که مرده بود و مانند ما نفس میکشید
حقیقت یک زن چطور می‌میرد؟
مرگش چه گونه است؟
یا این که لبخند به لب ندارد
یا این که پیرایش نمی کند
یا این که دست کسی را نمی‌فشارد
یا این که چشم به راه

جملات سنگین

جملات سنگین

امیدها مشابه نیز نیستند
دست یکی به اسمان چنگ میزند
دست یکی ب آدم
دستهای انسانها مشابه نیز نیستند
یکی خاک را ب باد می‌دهد
یکی قدمت را
انسانها مشابه نیز قدمت نمی‌کنند
یکی زندگانی می کند
یکی تحمل . . .

 

جملات سنگین ناب

انسان ها را می بایست نصف شب مشاهده کرد
بایستی در تنهاییِ شان جستجویشان کنی
بایستی نوا های کنار دریایشان را گوش بدهی
می بایست آن‌ها‌را در فکرهایشان کاوش کنی
بایستی شب ها بهشان زنگ زد و صدای گرفته از بغضشان را گوش کنی
بشر ها را صرفا از خنده هایشان قضاوت کردیم
بعد از آن نیز چشمانمان را بستیم , گفتیم : دردی ندارد , خوش بحالش

 

جملات سنگین تنهایی

 

مراقب رفتــاراتون بــاشید . . . .
زمـیــن بــدجوری گـــرده . . . .
بـــدجــوری . . . .

 

سلام دوستان محب هستم مدیر این سایت در این زمینه فعالیت میکنم امیدوارم بهترین ها رو اینجا پیدا کنید برای تماس با من با ایدی تلگرام: @mohebjon تماس بگیرید

کانال تلگرام

اگر می‌خواهید از آخرین و محبوب‌ترین مقالات ما در ایمیل خود مطلع شوید، همین الان ایمیل خود را در کادر زیر وارد کنید

تعداد علاقه‌مندانی که تاکنون عضو خبرنامه ما شده‌اند

۴

مقاله های مرتبط :

دیدگاه خود را بیان کنید :

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *